بسم ربّ المهدي (عج)
قطعــه ي گمشده اي از پَر پرواز كم است
يــازده بـار شمـرديـم و يـكـي بـاز كم است
اين همه آب كه جاريست نه اقيانوس است
عرق شرم زمين است كه سرباز كم است
چرا ما مضطر ظهور نمي شويم؟
چرا ما مايل به رويت جمال صاحب خود نيستيم ؟
چرا ما از عشق صاحب الزمان نسبت به خود آگاه نيستيم ؟
چرا ما در فراق وجه الله الاعظم ( به سان يعقوب در فراق يوسف ) نابينا نمي شويم ؟
چرا ما نمي انديشيم و گمان نمي كنيم كه شايد نفر سيصد و سيزدهم خود ما باشيم ؟
چرا ما به زمين چسبيده ايم و ميل پرواز نداريم ؟
چرا ما از عدالت مطلق به آساني مي گذريم ؟
چرا ما دليل اشك هاي شبانه روزي مهدي را نمي فهميم ؟
چرا ما انتهاي حوائج خود را در رؤيت جمال مهدي نمي دانيم ؟
چرا ما اسير پرتو ها مي شويم و از سرمنشأ گريزانيم ؟
هرگاه اين سوال ها از ما برداشته شد ، آيد و رؤيت جمال مه واره اش بزدايد سفيدي چشمان يعقوب صفتان در پي يوسف زمان را و به كام نمايد شيريني دوران را ...
تحليل افكار ابتر مهدي پرده نشين / متخلص به مهيار خراساني
- یکشنبه ۲۰ دی ۹۴ | ۱۴:۵۰ ۱۰۴ بازديد
- ۰ نظر