نقطه وصل،مسير وصال،شيرين،انقلاب،قبل انقلاب،بعد انقلاب،جوانان

اگر تيغ دنيا بجنبد زجا - نبرّد رگي تا نخواهد خدا

مسير وصال شيرين تر از نقطه وصل

هميشه مسير وصال بسيار شيرين است ، چون لذّت تلاش براي رسيدن يا به دست آوردن را مي بريم .

اما نقطه وصال آنقدرها هم شيرين نيست ، چون به ميزان اهميت كار نااميدي براي ادامه زندگي و تلاشهاي بيشتر براي بدست آوردن بهترينها را در پي دارد .


البته اين امر به ماهيت وجودي ما و ميزان كمال ما نيز بستگي دارد .


و اما نمونه اي از هزاران :


به جواناني كه در مسير وصال امام و انقلاب بودند دقت فرماييد ؛

چگونه پاك و مخلص،هوشيار و فهيم،متوجّه به ارزشها،ازخود گذشته و جان بر كف ، جان ارزشمند خود را در راه دفاع از ارزشها فدا نمودند و برخي هايشان جسم و روح خود را به خدا فروختند .


و اما برخي از جواناني كه در نقطه وصل به سر مي برند ؛


قدر ارزشهايي را كه ارزنده ترين جانها فدايش شده را نمي دانند و خود را به سرحدّي از بي ارزشي مي رسانند كه بايد ؛ جسم بي روح شان را زير پل و در بدترين حالات ببينيم ، يا جواناني كه مي توانند به سرحدي از تكامل برسند كه زبان و بيان خداوند باشند ، چشم خداوند باشند ، دست خداوند باشند  و ...  متوسّل به بي ارزش ها شوند و به اين طريق از ارزش خود بكاهند و خود را پست ترين كنند .


شايد با خود بگوييد كه در آن زمان هم چنين مواردي بوده ، بله بوده ولي ميزان آن در مقايسه با عصر كنوني بسيار اندك است .


بياييم اين قانون ( مسير وصال شيرين تر از نقطه وصل ) را با بهبودي وضعيت كنوني، منقضي كنيم .

 

ترسيم افكار : مهدي پرده نشين / متخلص به مهيار خراساني