سراي عاشقانه مهدي پرده نشين

اگر تيغ دنيا بجنبد زجا - نبرّد رگي تا نخواهد خدا

قاري ملعون نباشيم

يقيناً هر درسي را كتابي است . درس اين كتاب (قرآن كريم) بهرَوي است . رفتن چگونه بهتر مي شود ؟ با محركي چون اين معصومان . كامل تر آنكه اينانند ( چهارده معصوم) تفسير كلام .

مگر مي شود كلامي را زمزمه كني كه از تفسيرش فارقي . فراق از اينان ، فراق از سعادت ، كرامت ، نجابت ، بصيرت ، معرفت ، بزرگي ، عرفان ، و كمال است . وقتي حبّ و پيروي از آنان ( چهارده معصوم) ، سپر ابليۀ دنيا و سوز آخرت است ، آيا مي شود در درياي كرامت آنان غرقه باشي ولي از آنان بيزاري بجويي .

شرط ادب آن است ، كه به امر پروردگار ، مريدان بنده پرورده اش ( چهارده معصوم) را حجت هاي بر حق او بدانيم و از شادي شان شادمان و با حزنشان محزون گرديم . چون سعادت ما در اين است و با تغيير رويّه مرهمي بر زخم ها و جراحات جسمي و روحي آنان باشيم .

بخشي از كتاب بغض ياس كبود / نوشته : مهدي پرده نشين - متخلص به مهيار

چرا از يار غفلت ؟

بسم ربّ المهدي (عج)

 

قطعــه ي گمشده اي از پَر پرواز كم است

 

يــازده بـار شمـرديـم و يـكـي بـاز كم است

 

اين همه آب كه جاريست نه اقيانوس است

 

عرق شرم زمين است كه سرباز كم است

 

چرا ما مضطر ظهور نمي شويم؟

 

چرا ما مايل به رويت جمال صاحب خود نيستيم ؟

 

چرا ما از عشق صاحب الزمان نسبت به خود آگاه نيستيم ؟

 

چرا ما در فراق وجه الله الاعظم ( به سان يعقوب در فراق يوسف ) نابينا نمي شويم ؟

 

چرا ما نمي انديشيم و گمان نمي كنيم كه شايد نفر سيصد و سيزدهم خود ما باشيم ؟

 

چرا ما به زمين چسبيده ايم و ميل پرواز نداريم ؟

 

چرا ما از عدالت مطلق به آساني مي گذريم ؟

 

چرا ما دليل اشك هاي شبانه روزي مهدي را نمي فهميم ؟

 

چرا ما انتهاي حوائج خود را در رؤيت جمال مهدي نمي دانيم ؟

 

چرا ما اسير پرتو ها مي شويم و از سرمنشأ گريزانيم ؟


هرگاه اين سوال ها از ما برداشته شد ، آيد و رؤيت جمال مه واره اش بزدايد سفيدي چشمان يعقوب صفتان در پي يوسف زمان را و به كام نمايد شيريني دوران را ...

تحليل افكار ابتر مهدي پرده نشين / متخلص به مهيار خراساني

 

 

استهزاء مقدّسات

 

نذاريم قبح گناه شكسته بشه وگناهان براي ما عادي بشن


يه مدتيه كه مي بينم عدّه قليلي دارن براي ايجاد شادي ، ناآگاهانه ، دست به دامن مقدّسات ( خدا ، دين ، قيامت ، قرآن ، چهارده معصوم ، مسجد و ...  ) ميشن و با استهزاء اونا مي خوان موجبات شادي رو فراهم كنن

شادي به چه قيمتي ؟

كدوم يكي از ما اگه بشنوه امام زمان (عج) ناراحته ، مي تونه بخنده ؟ ...

به كار بردن اينچنين عبارات و تصاويري براي ايجاد شادي و لحظه اي تفريح شايسته نيست ، آخه درسته به قيمت گريه و ناراحتي امام زمان (عج) و ائمه معصومين مردم بخندند .

من به شخصه مي خوام از غم بميرم وقتي امام زمانم ناراحته ...

بايد خطوط قرمز رو رعايت كرد ، خدايي نكرده اهل بيت معصومين(عليهما السلام) رو ، دشمن شاد نكنيم ...

عقده اي از لسان مهدي پرده نشين / متخلص به مهيار خراساني

نامه اي به نَفَس ام

بـه نـام عـشـقـم

 

سـلام دلـبـرم؛

 

مولاي يا مولاي انت رب و انا المربوب

 

مولاي يا مولاي انت مولا و انا العبد

 

مولاي يا مولاي انت المتكبر و انا الخاشع

 

مولاي يا مولاي انت الدّليل و انا المتحيّر

 

مولاي يا مولاي انت الغني و انا الفقير

 

مولاي يا مولاي انت المستعان و انا السائل

 

مولاي يا مولاي انت الوهّاب و انا الطالب

 

مولاي يا مولاي انت الغفور و انا المذنب

 

مولاي يا مولاي انت الستّار و انا المعيوب

 

مولاي يا مولاي انت اللطيف و انا الضعيف

 

وهل يرحم المربوب و العبد و الخاشع و المتحيّر و الفقير و السائل و الطالب و المذنب و المعيوب و الضعيف الا الرب و المولا و المتكبّر و الدّليل و الغني و المستعان و الوهّاب و الغفور و الستّار و اللطيف

اينو از من به مدد خودت داشته باش ؛ دلم به عشقت بسته است ، وجودم متعلّق به توست ، آن را بيارآي به ميل و سليقه خودت اي يار همه چي تمومم

به اميد و آرزوي ديدارت با شهادت در صراط ات...

مراد دل عشّاق

بارالها جانپناهي كه در پناه توست را بيشتر مي پسندم تا سراهاي پولادين بي تو ، چون در آنجا بويي از ذلّت ، خودخواهي ، هوس بازي ، نامردي ،خود فروشي ، دل زدگي ، دل خوري ، دل شكستن و دل سوزاندن نيست ، تا هستم مرا پذيرا باش معشوقم ....


محبوبي كه قلبم در انحصار توست و متعلق به عشق ملكوتي توست ، تويي كه به چشم عشّاقت قدم مي نهي ، به گونه اي كه تنها تو را مي بينند و ديگر هيچ.....آيا مي شود كه فكر و قلب ما را با دستانت بشويي ، به نحوي كه ارض را رها نموده ، افلاكي شويم و فقط تو را ببينيم و فكر كنيم و بخواهيم ، از قدوسي ات بهره مند گرديم و دلبر مان گردي و گرديم دلبرت { چه خوب مي شود اگر بشود ، ان شاءالله }

 به خدايي ات خوب مي دانم كه : التماس از روي عجز در مقابل انساني كه ابتدايش آبي بد رنگ و رو مي باشد و انتهايش جسدي متعفن ، حماقت محض است ...دلم عشقي را مي خواهد كه پاك ترين ، بزرگترين و ارزنده ترين عشق هاست

به خودت سوگند ؛ مجنون ها را اگر لياقت عشق بي مثال تو مي بود ، ليلي دلربا در نظرشان با عجوزه اي تفاوت نداشت ...

زمزمه اي قريب ؛ برخواسته از دل مشتعل مهدي پرده نشين ، متخلص به مهيار خراساني

حسرت دنياي ديگران چرا ؟

تازه گي مي بينم يه عده از آدمها حسرت ماشين مدل بالا ، خونه ي بالا شهر ، لباسهاي آنچناني و خلاصه حسرت داشته هاي ديگران از دنيا رو دارن . نمي دونن كه شايد خدا اونا رو بين دوراهي دنيا و آخرت گذاشته و اونا دنيا رو انتخاب كردند ، شايد برا داشته هاشون بيشتر از ما تلاش كردند ، شايد با كار خير، خدا بركت به داشته هاشون داده ، شايد مورد امتحان الهي هستند و چندين شايد ديگر.

تازه خدا فرموده : دنيا خانه كسي است كه نيست خانه‌اي از براي او و مال كسي است كه نيست مال براي او و آن را جمع مي‌كند كسي كه نيست عقل براي او، به سبب آن خوشحالي مي‌كند كسي كه يقين نيست از براي او، بر دنيا حريص مي‌شود كسي كه نيست توكّل از براي او و طلب مي‌كند خواهش‌هاي دنيا از كسي كه نيست معرفت از براي او - و هرگاه وا ميگذاشتم دنيا را براي احدي از بندگان خود هر آينه وامي گذاشتم براي پيغمبران .

ودر زبور حضرت داوود آمده كه : بدانيد كه هر كه به من قرض دهد، سرمايه او با سود بسيار به او مي‌رسد و هر كه به شيطان قرض مي‌دهد، در جهنّّم با او قرين خواهد بود.

و در حديث قدسي آمده : اي پسر آدم؛ مال مال من است و بي نيازان وكلاي من و تنگ دستان عيال منند، پس كسي كه بخل كند بر عيال من، داخل مي‌كنم او را به آتش و باك ندارم من.

هركي مالش بيشتره ، حساب كتابشم اون دنيا بيشتره / پس حسرت دنياي ديگران رو نخوريد كه يه ذره از آخرت بهتره از كلّ دنيا و هرچي كه تو دنياست .مال دنيا ارزوني طالب هاي دنيا . هميشه به روزي اندك قانع باشيم تا خدا هم به عمل كم ما راضي بشه .

ممنون از عنايتتون .

منبع : كتاب بايدها و نبايدهاي دنيا / نوشته مهدي پرده نشين ، متخلص به مهيار

خراب اندر خراب

به علت اينكه اكثر ما تابع چشم و گوش هستيم نه عقل ؛

بارها شده است كه در جامعه با افرادي مواجه مي شويم كه احساس خود بزرگ بيني به ما روي مي آورد و باعث تحريك قريحه فخر فروشي در ما مي شود كه اخلاق ما را هدف قرار مي دهد .

بله اخلاق .......

دارا بودن به اخلاق خوب از نظر ما شايد متّكي و وابسته به هزاران تبصره باشد كه اكثراً ناقص است .

ولي از نظر امام حسين (عليه السلام) انسان با اخلاق ، كسي است كه خود را از نظر ايمان و تقوا به خدا از همه خلق الله ، پايين تر ببيند .

ما حق نداريم كساني را كه ظاهرشان غلط انداز است را به چشم خودمان ببينيم ، بلكه بايد به چشم خدا ببينيم .

تميز دوستان عزيز خدا از سايرين چيزي نيست كه از دست هركسي برآيد .

حتي اگر كسي را در حال معصيت و گناه ديديم ، به ياد آن لحظه هاي بيشماري كه مرتكب انواع خطاها مي شديم بيافتيم و بيانديشيم به پوشندگي ستارالعيوبي كه مي توانست مُچ مارا بگيرد و ما را رسوا كند ولي دست مارا گرفت و نگذاشت بيشتر به منجلاب ضلالت گرفتار شويم .

به شكرانه يكبار از آن پوشيدن هاي محبوب دلها ، تو نيز پوشاندن را تمرين كن.

اگر لحظه اي تو جاي او بودي ، آنوقت به قضاوت هاي نادرست خود پي مي بردي .

ما در اين دنيا آنقدر وقت نداريم كه به وضعيت ديگران بخواهيم بيانديشيم ، حتي همه طول عمر قليل است براي رسيدن به آنچه از خليفه الله انتظار مي رود .... .

تلنگر سازنده از لسان قاصر و انديشه كوته : مهدي پرده نشين / متخلص به مهيار خراساني

 

حجاب

بسم الله الرحمن الرحيم

يا مولاتي يا فاطمه الزهرا اغيثيني و يا مولاتي يا زينب الكبري اغيثيني


چه كسي حجاب را نمي پسندد ؟


آنكه در حسرت عيان بودن است و آرزويش مي شود حمل نگاه عيّاشان

يا آنكه حاضر نيست به تحمل وزن چند گرم پارچه

يا داشتن احساس محدوديت

يا به خوف از استهزاء نااهلان

يا شايد هم مطلع نبودن از محاسن عمل

و يا حتي به قولي همرنگ جماعت شدن و...


علناً ناخود آگاه و شايد هم خودآگاه ، دارايي هاي خود را به همگان عرضه مي كند و به هوس بازان اجازه مي دهد تا آنگونه كه مي خواهند از او نفع ببرند و به مراد دل برسند .


شايد بعضي ها بگويند؛ بسياري از بي چادرها به مراتب درست كار تر از چادري ها هستند . ولي لازم است بدانند ؛

هركس كه پارچه به دور خود پيچيد كه چادري نيست ، چه بسا بسياري از همين پارچه پيچ ها خود درخواست كننده فحشا و منكرات اند .


آن ، حجاب است كه :

هيچ حفره اي براي نفوذ اهريمنان و دَدمَنِشان نگذارد ( نه از ظاهر و نه از باطن ، اعم از روش گام برداشتن ، طرز تكلّم در صورت لزوم و ... )

 

نديده گرفتن و پشت پا زدن به خون هايي كه براي اين ارزش ها ريخته شد و اولين وصيّت شهدا گرديد و حتي بعضي هايشان اذعان داشتند كه پاس داشتن سرخي خونشان با سياهي چادر خواهران معلوم مي شود ، يقيناً اهل اش را مستوجب عذاب حاصل از عاق شهدا شدن مي كند .


متاسفانه بايد گفت :  ( كشف حجاب )كاري كه رضا شاه نتوانست انجام دهد ، امروزه به دست مردان بي غيرت ، به انجام رسيد .


گريز دلسوخته گان :اوج غصه و مصيبت حضرت زينب كبري (سلام الله عليها)آنزماني بود كه در مجالس ابن زياد سفله و يزيد ملعون وارد گشت ، آن هم با حجاب اندك ...


درك اندك مهدي پرده نشين از فلسفه حجاب

نگاه حداقلي به ظهور منجي عالم بشريت

نگاه حداقلي وعّاظ و سخنوران به امور عظيم باعث بي اهميت نشان دادن مهم ترين وجوه عظيم مثبت آن امر ميشود.

 

مستمعين واقعي كساني هستند كه سامع هر صوتي نمي گردند و به اصواتي كه پايه و اساس موضوع را نمي شكافند ، توجه نمي كنند.

 

حتي مستمعيني كه مي خواهند تازه با مبحثي آشنا گردند نيز متوجه كوته فكري سخنور و كاتبي كه به مباحث ، نگاه حداقلي دارد ، ميشوند .

 

نگاه حداقلي به ظهور و تشريح مقدّمات و حذر از بيان مقصود و انتها باعث مي شود كه مردم هيچ گاه مشتاق انتظار نگردند و بسيار سطحي به آن بنگرند .

 

مثال1 : بگوييم جواني كه مي خواهد وقت خود را به بطالت بگذراند ، بهتر كه به مساجد و تكايا بگذراند و موسيقي حرام كه مي خواهد بشنود ، بهتر كه نوحه و روضه گوش كند .

 

مثال2 : : يا بخواهيم شخصي را از منجلاب فحشا و منكرات نجات دهيم ، راهي غير از نماز پيش پايش بگذاريم .

 

داستان : واعظي بر فراز منبر مي گفت : از عدالت علي (ع) همين بس كه به برادر خود عقيل از بيت المال نداد ، بعد از منبر به ايشان عرض كردم ؛ شما انتهاي عدالت علي (ع) را اين مي دانين ، من بسيار كساني را مي شناسم كه اينگونه اند ، وقتي شما به عدالت و علي (ع) نگاه حداقلي داريد ، مستمع شما چگونه ميخواهد تربيت شود و سقف ها را ببيند و براي وراها برنامه ريزي كند .... .

 

اينگونه نباشد كه ما در باورها بگنجانيم ؛ ظهور لازمه ايجاد تنها ، عدالت است و وقتي از منتظري بپرسيم ؛ چرا انتظار بايد كشيد ، بلافاصله بگويد : رسيدن به عدالت

 

نگاه حداكثري به ظهور يعني : وصل و ديدار ياري را از خدا بخواهيم كه عين الله ، وجه الله و اُذن الله است . دريك جمله : نظاره جمالي كه تمام آمال و حوائج ما را در بر دارد ...  .

 

اين بود عقده اي ازعقده هاي دل صاحب الزمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف) از زبان : مهدي پرده نشين / متخلص به مهيار خراساني

بسم الله الرحمن الرحيم

فقط به نام الله و رحمن و رحيم كه لذّت عشق اش را شامل دل هر كس نمي نمايد ....


بسم الله الرحمن الرحيم از شروع بودن ، بسم الله الرحمن الرحيم در امتداد ماندن و دلواپس نبودن ياري دلواپس تر ،

بسم الله الرحمن الرحيم تا عيان شدن آن يار ، بسم الله الرحمن الرحيم تا لحظه ي فدا شدن در ركابش ،

بسم الله الرحمن الرحيم تا پذيرفتن همان يار دلواپس ، بسم الله الرحمن الرحيم تا محقق شدن

بسم الله الرحمن الرحيم در تشريح « لا يهدي القلب الا القلب » 

كسب عظمت بسم الله الرحمن الرحيم تا شدّت موكّد صَدَقَ اللهُ العَليُّ العَظيم انتهاي آمال مهدي پرده نشين / متخلص به مهيار خراساني