سراي عاشقانه مهدي پرده نشين

اگر تيغ دنيا بجنبد زجا - نبرّد رگي تا نخواهد خدا

ياس نيلي

سلام بر سيّدۀ جليله و جميله

 

تو بگو؛ كوي محبّت چه كنم؟

با وجود همه لطف ات چه كنم؟

كاش من هم چو تو زيبنده شوم

بيش نيكوست صفات ات چه كنم ؟

بي معينم ، توشدي يار و معين

اين همه مرحمت ات را چه كنم ؟

همه دار و ندارم تو شدي

تو بگو من زبرايت چه كنم ؟

آرزويم شده بِالله كه كنم

جان خود را به فدايت ، چه كنم؟ *

 

* شعر از مهيار خراساني ؛ قليلي اين شعر محو است در كثيري شأن والا واعظم اش ؛ تقديم به مهرباني بانوي كثيرالكروب قليل العمر = حضرت زهرا (سلام الله عليها)

زبان شما در دست خدا چه خواهد كرد ؟

بِِسمِِ اللهِ الحَقّ

 

زبانمان را به خدا بسپاريم ؛

 

تنها در اين صورت است كه خلق الله سامع مضاميني ارزشمند خواهند بود .

در اين روش صاحب لسان به گونه اي متعجّب مي شود ، كه اگر نوپا باشد ، با گرفتار شدن به آفات سخنوري تا نزديكي مرز رسوايي پيش مي رود .

اگر زبان را به خدا بسپاريم ، براي خدا مي چرخد . ملاك اش در سخنراني تنها رضوان الهي است و نيّت اش در همه حال رسوا سازي عدوان خداست .

اينگونه زبان ها بايد هميشه آماده بريده شدن باشند ( به سان ميثم تمّار )

همه مستمع زباني باشيم كه فرمان اش در دستان خداست - يد الله فوق ايديهم

 

زبان بنده حقير در دست خداست ، نيش زبانم هركه را كه از روي آگاهي در راهي غير از راه حق باشد ، خواهد زد .

پس عزيزان ؛ به جاي حذف مطالبم ، راه حق را پيشه سازيد ، تا از نيش زباني كه در

دست خداست و به ميل خدا حركت مي كند در اَمان باشيد .

عقده نوظهور مهدي پرده نشين - مهيار خراساني

به نام علي ، به سبك معاويه زندگي نكنيم ...


به نام يگانه شاهد ناظر

خلق الله هميشه از دماگوژي ( عوام فريبي ) نفرت داشته اند كه الحق و الانصاف امروزه بيداد مي كند - دماگوژي در حكومت دموكراتيك ( مردم سالاري )، بسيار زيانبار است - مردم ما تئوكراسي ( حكومت مذهبي ) را مي پسندند - تنها؛ حكومت تئوكراتيك است كه ما را به سمت خدا سوق مي دهد و راه دلدادگي را به ما نشان مي دهد ، حكومتي كه در آن تئوكراسي حاكم باشد ، مسئولان آن به سان مالك اشتر عمل مي كنند ، عدالت را سرلوحه كار خويش قرار مي دهند ، عدالت را از عبادت بالاتر مي دانند و باور مي كنند ، حتي اگر اين حكومت محصور در يك خانه باشد ، چه برسد به يك جامعه .

بزرگواراني كه قرار است بر كرسي هايي كه بر اعتماد مردم مستحكم است قرار بگيرند ، به دور از شأن مسلمان است كه از اصول و روش هاي دماگوژي بهره بگيرند .

توكّل بر خدا - وَلا حَولَ وَ لا قُوَّۀ الّا بِاللهِ العَليِّ العَظيم

نواي خدا پسند برخواسته از مدد حضرت حق به يد گنهكار مهدي پرده نشين / متخلص به مهيار

به خداهيچ كدام مان نفهميديم ، طومار مسير دلداگي را ...!!!

اگر به نحوي زمين خوردي ، سريع بلند شو

ايستادن كسي كه زمينش زده اند

از كسي كه به زور سر پايش نگه داشته اند

خيلي زيباتر است .

( اين همان افضليت گناه شرم خيز است به نيكي عجين با تكبّر )


 اميدوارم كه تمام خلأ هاي زندگيتون پر بشه از احساسات مثبت ، شگرف و سازنده ،

دلتون بازنده ،

ولي به عشق خدا - افكارتون راننده ،

ولي نه به اسب لگام گسيخته هوس ،

وجود پاك و بي آلايشتان ارزنده ،

چشماتون بارنده ،

ولي فقط از خوف خدا و البته به شادي ،

سايه تون هم بر سر حقير ، مستدام و پاينده ...

 14  پرده نشين / متخلص به مهيار

كج رو

كج رو

*****

آنكه خود بيند فراتر از سرشت

خوار و رسوايش نمايد سرنوشت

نيك گويد از جمال و جلوه اش

پرده بردارد زمان از روي زشت

قصر مي سازد زاموال يتيم

بر سرش ريزد تمام طين و خشت

كرده عصيان ليك دارد انتظار

حق گشايد روي او باب بهشت

گر كه دنيايي زمين باير خرد

بر ندارد بيشتر از آنچه كشت

كج رو كافر شد پشيمان شد بگفت

كاش مي شد سرنوشت از سر نوشت*

* شعر از الطاف باري تعالي سروده حقير(مهدي پرده نشين / متخلص به مهيار خراساني)

واي از غفلت

من طلبني وجدني و من وجدني عرفني و من عرفني احبني و من احبني عشقني و من عشقني عشقته و من عشقته قتلته و من قتلته فعليّ ديته و من عليّ ديته فانا ديته

آن كس كه مرا طلب كند، من را مي يابد و آن كس كه مرا يافت، من را مي شناسد و آن كس كه مرا شناخت، من را دوست مي دارد و آن كس كه مرا دوست داشت، به من عشق مي ورزد و آن كس كه به من عشق ورزيد، من نيز به او عشق مي ورزم و آن كس كه من به او عشق ورزيدم، او را مي كشم و آن كس را كه من بكشم، خونبهاي او بر من واجب است و آن كس كه خونبهايش بر من واجب شد، پس خود من خونبهاي او مي باشم .

توضيحات در ادامه مطلب ...

علم

امروزه بسياري از رهروان راه علم ، درك درستي ندارند؛

بله بسياري از آنان درك درستي از روش هاي كسب علم ندارند .

تا سطح علمي علّامه ، فيلسوف ، آيت الله  و ... را مشاهده مي نمايند ، بلافاصله مي گويند: چقدر درس خوانده؟! ، چقدر مطالعه كرده؟! ، چقدر سطح تحصيلاتش بالاست؟! و ... .

خيلي كمتر آناني هستند كه بگويند : راه كسب را چگونه ديده ؟! ، چگونه بندگي كرده ؟! ، چقدر دَرِ خانه خزائن العلوم ( چهارده معصوم - عليهم السلام ) را زده ؟! و... .

كسي كه علم اش را تنها با مركّب و كاغذ به دست آورد ، شُرَيح قاضي مي شود كه حكم قتل پاك ترين خلايق را امضاء مي كند ...  .

بله ؛ اگر طالبان علم ، تنها راه كسب را مطالعه و تحقيق بدانند ، قدم از قدم بر نمي دارند ، چه بسا كه به عقب نيز بر ميگردند و حتّي رسوا مي شوند .


عاقلان را اشاره اي كافيست ...


بازگشايي گره كور انديشه هاي مدّعيان : به قلم مهدي پرده نشين / متخلص به مهيار خراساني

امور مشتبه

عصر ، عصر غريبي است ، وقايع اخير چندان به دور از انتظار نبوده و چون به ظهور منجي عالم بشريّت قريب است ، غريب است .

همه روزه مدّعياني را مي بينيم كه ادّعاهايي دارند كه گرويدن بسياري از خلايق را در پي دارد ( اكثرهم لايعقلون ) .

مدّعياني كه گاهي اوقات براي شهرت ، منفعت مالي و ... عَلَم مي شوند .

مريداني كه به هر طريقي به آنان ايمان آورده اند به طوري كه مدّعي را مقابل چشم ، گوش و از همه مهم تر در قلب خود جاي داده اند .

ما اگر مسلمان واقعي باشيم نبايد امور بر ما مشتبه گردد .

يك كلام :

هركس ( غير از چهارده معصوم / عليهم السلام ، همه خلق الله بلا استثناء ) كه كلام يا ادّعايي ايراد نمود ، آن ادّعا يا كلام را از فيلتر قرآن و عترت ( البته احاديث معتبر و مستند ) عبور دهيم ، اگر از صحّت و سقم آن مطمئن گشتيم ، بعد بپذيريم .

در غير اين صورت گول برنامه ريزي احد النّاسي را نخوريم كه ظَلَمتُ نَفسي است .

ديگر خود دانيد ؛

تنها قرآن و اهل بيت اطهار ( عليهم السلام )

*** خدايا به حق قرآن و عترتت ما را از فِتَن آخر الزمان حفظ فرما ***

چشم اندازمخلصان : به قلم مهدي پرده نشين / متخلص به مهيار خراساني

ضدّ حال

امروز بزگترين ضدّحال عمرمو خوردم

**********

يه عزيزي از مصر پيام فرستاده ( به طور اختصار بيان مي كنم ) :

به نام خداوندي كه اوليايش را براي نجات انسانها فرستاد

سلام بر عزيز ترين و خالص ترين عبد خدا

فرزند خردسالي دارم كه از خداوند طلب آن دارم كه :

او را در راه سعادت و چون شما از اولياي خويش قرار دهد ... .

**********

حالم خيلي  دگرگون شد ، به حدّي كه تا چند قدمي سكته پيش رفتم ، گفتم :

خدايا واقعاً من مفلس مذنب اينچنينم ؟

چرا در باورش من ولي الله ؟

چرا دلم را به آتش مي كشي ؟

من به ستّاري ات واقف ام ، ولي چرا واهب شده اي به من ؟

يادم نمي آيد كاري كرده باشم كه لايق اينها باشم!

 

خلاصه ، گاهي اينچنين نامه هايي وكالت از حضرت عزرائيل دارند ... .

آتشي كه خاكسترم كرد - مهدي پرده نشين متخلص به مهيار خراساني

تقديم به عشقم ، نَفَسَم ، جونم

فضل يار


{*}{*}(*){*}{*}


روزگاريست كه با عشق تو دمساز شدم
ز رَه وصـل تـو مـن عـاشـق پرواز شدم

*****
جَلد بام تو شدم اي سبب بودن من
بپذيري به ولاي تو سر افراز شدم

*****
دلبري ، دلسپري جاي به قاموس نداشت
خـم ابـروي تـو را ديـدم و دلـبــاز شـــدم

*****
سائل كوي تو گشتم كه دهي نان شبم
از عنايات تو در نعمت و در ناز شدم

*****
عالم سرّ خفيّات چو گشتي به بشر
به توانايي تو مَحرم هـر راز شـدم*

 

* شعر از مهدي پرده نشين ( متخلّص به مهيار خراساني )